رفتن به مطلب
نحوه ی گذاشتن مطلب در انجمن
درخواست طراحی جلد برای رمان
قوانین و راهنمای ارسال کتاب در حال تایپ آمورش مخصوص تازه واردین
sarah..

دانستنی در مورد جن

پست های پیشنهاد شده

1- جن جانوریست دارای شعور؛ و فیزیکی غیر ارگانیک ؛ که از لحاظ شان وجودی ؛ از دید ادیان پایینتر از انسان و بالاتر از حیوان جای می گیرد .در فرهنگ فارسی به آن دیو و در فرهنگ عرب به آن جن و در فرهنگ لاتین demon یا jinn نام گرفته است. جن به معنای چیزی است که؛ پوشیده شده ؛و منظور پوشیده ماندن او از حواس ماست.

 

۲- خصوصیات فیزیکی جن از دید انسان؛ اعجاب آور است. عنصر اصلی وجودی جن آتش است وبه علت نداشتن عنصر خاک ؛در وجودش مانند بارباپاپا ؛می تواند به هر شکل و اندازه ای تبدیل شود. و بسیاری از چیزها را در یک آن ؛جا به جا کند .همچنین سرعت نقل مکان بسیار بالایی دارد. می تواند مثلا ظرف ۵ دقیقه فاصله بین لاهور و تهران را طی کرده و برگردد.

 

۳- جن ابزار ساز نیست ؛ وبه علت خصوصیات فیزیکی منحصر بفرد ؛قادر است در هر مکان و شرایطی زندگی کند ؛وبرای همین به خانه و مسکن نیازی ندارد. زیرا سرما و گرما و باد و بوران بر او کارگر نیست .جن به وسایل حمل و نقل بی نیاز است ؛ و از اینجا می توان فهمید که جن ها دارای صنعت و تکنولوژی نیستند ؛ و شهر و کاشانه ای ندارند مکان معمول زندگی آنها کوه وجنگل و دشت است.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۴- جن مانند همه جانداران غذا مصرف می کند . اما به مقداری بسیار کمتر از انسان.

 

۵- جن ها مثل انسان جنسیت ونر یا ماده دارند . تولید مثل می کنند و تشکیل خانواده می دهند ؛ و به صورت جماعت زندگی می کنند و جامعه ندارند.

 

6- جن نسبت به انسان زیاد عمر می کند . حدود ۱۰۰۰ سال به بالا .جن هایی که در سوره ی جن از آنها نام برده شده ؛ که وقتی اولین بار آیات قرآن را شنیدند ؛ از شدت ازدحام داشتند بر سر هم خراب می شدند ؛ احتمالا هنوز زنده اند . جن ها مانند انسان داناونادان ؛ .فرمانده و فرمانبردار ؛ ارباب و بنده ؛ کافر و متدین ؛ شفیق و شرور دارند.وقتی که مردند از بین میروند و نیازی به قبر و گورستان ندارند.

 

۷- جن دارای عقل است . اما نه عقل ابزار ساز و عقل فلسفی و خلاقیت هنری .عقل جن به معنای قوه ی ارزیابی امور روزمره یا همان عقل معاش ؛ و قوه تشخیص است ؛ به اضافه هوشی سرشار ؛ اعم از قدرت خواندن فکر و جستجو و یافتن گذشته و آینده.

 

۸- جن ها مانند انسان نامگذاری می شوند ؛ و دارای اسم و رسم و شهرت هستند دارای زبان خاص ؛ و قوه تکلم هستند و قادر به فهم زبان آدمیان.

 

۹- معروف ترین جن ؛ ابلیس ؛ یا همان شیطان نام دارد ؛ که وصف حال او را شنیده اید ؛ که چون بسیار در قرب به حق کوشید به جایگاه فرشته های مقرب رسید ؛ اما چون حاضر به سجده بر انسان ؛ یعنی شریک قرار دادن بر خدا نشد از درگاه رانده شد.

 

۱۰- جن در شرایطی قادر به تسخیر انسان ؛ و انسان در شرایطی ؛ قادر به تسخیر جن است . انسان مسخر شده را مجنون؛ یا دیوانه ؛یا دیو زده ؛ و جن تسخیر شده را ؛موکل می نامند. گویند خود جنیان بر سه قسمند: دیو.؛جن وپری ؛که از لحاظ مکانی ؛ مادون فرشته هستند.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱۱- جن می تواند در مواردی تربیت شده ؛ به انسان خدمت کند. چنین سنتی در میان جنگیران ایران و پاکستان وهند وجود دارد . اما به طور کل ؛ نه بودا ؛ نه دالای لاما ؛ نه اولیا الله ؛ و نه عرفا و نه پیامبران هیچکدام ؛به مدد خواستن از موجوداتی که مثل انسان ؛خطا و اشتباه و گناه می کنند ؛توصیه نکرده اند اما همگی؛ وجود آنها را تایید کرده اند .

 

۱۲- جنیان مانند امواج رادیویی و ماهواره ای ؛با ما هستند ظاهر نمی شوند ؛اما حاضرمی شوند و بعضی از انها ؛درخانه ها و بدن شخصیت های ضعیف ؛رفت و آمد می کنند. یکی از راه های دور کردن جنهای مزاحم ؛خواندن و آویختن ۴ آیه از قران است ؛ که با قل شروع می شوند . و بسیاری ادعیه ؛که درکتب مختلف وجود دارند.اماراه دورکردن انسان شرورچیست!؟

 

۱۳- جن ها ؛ بعضی از ما را؛ به شکل همزاد و غیر همزاد دوست دارند؛ کمکمان می کنند ؛همینطور جواهرات و اشیای قیمتی ما ؛ازجمله انگشترهایی با نگین سنگ (مخصوصا عقیق)را بسیار دوست دارند (ومخصوصا اگر بر آن آیات و اوراد حک شده باشند) .اگر دوستمان داشته باشندو سخنی باماداشته باشند ؛بیشتربه خوابمان می ایند و دلسوزی خود را اعلام می کنند .خیلی ازآنها خدمتگذار ارواح اولیا هستند و دست ماراگرفته اندو خیلی ها هم به کرداراکثرآدمیان اهل شیطنت.بیشتر آنها بی ضررند و مثل ما گرفتار این دنیا و درگیر و دار تقدیر خویشند.

 

۱۴- اما آنان که ماورای طبیعت ؛ و موجوداتش را باور ندارند؛ چند دسته اند :کسانی که انچه که نمی بینند را باور ندارند . اینها معمولا فقط آنتی تزقصه های جن وپری مادربزرگ ها هستند؛ که حتی زحمت دانستن کوچک ترین اطلاعاتی جز نقد داستان گرمابه های تاریک وکوتوله های پاسمی و عروسی جن ها رابه خودشان نداده اند. این تیپ آدمها از ۷ سالگی که مادر بزرگه داستان های جن وپری را برای ترساندن و خواب کردنشان تعریف می کرده ؛هنوز زیر لحاف هستند.و یا اینکه هارد دیسک کوچکشان از مسئله پر شده و دیگر تاب و یارای درک و پذیرش راز را ندارند.مثل من چهارتا کتاب خوانده اند و تمام ماجرا را در همان چهارتا دیده اند.و گروهی که پوچ یا ابسورد هستند: کسانی که خویش را منکرند چه رسد به ماورای خویش . و گروه آخر کسانی که جنها ؛ دستشان می اندازند و در مجالس احضار ارواح ؛در نقش یک روح برایشان شیرین کاری می کنند ؛تا فردا در مدح روح ؛کتاب چاپ کنند و جایزه بگیرند.
جن برای انسان ؛ از انسان خطرناک تر نیست . همانطور که انسان برای کوسه ؛ از کوسه خطرناک تر است!(در تاریخ بشر حتی یک مورد مرگ انسان به دست جن گزارش نشده در حالی که فقط در دوره حکومت استالین ۳۵ میلیون روس به قتل رسیدند آمار کشتار جنگ های مذهبی صلیبی و جنگ های جهانی و قومی و قبیله ای پیش کش) در حقیقت هیچ چیز ؛ هراس ناک تر و هوس ناک تر از انسان نیست ؛ که به قول توماس هابز :انسان گرگ انسان است.

 

۱۵- در کل؛ و بدون در نظر گرفتن موارد خاص ؛ آنها به ما کاری ندارند .ماهم به آنها کاری نداریم ازدود و دم و سر و صداهای شهر و بوی فاضلاب و ...... فراریند .مثل ما کار و مکافات دارند. و دست آخر اینکه ؛به عقیده من: با تمام این اوصاف ؛تفاوت اساسی با ما ندارند زیرا که : آنها هم رنج می کشند.

  • لایکت میکنم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در بابل که این انشعاب از آن جا شروع جنیان را زاده شده از آتش می دانستند. آنچه به جا مانده می گوید در آن زمان جنیان چندان ناپیدا نبودند و در کنار خدایانِ اساطیری در زمین حضور داشتند. از دید بابلیان گروهی از جنیان خوب و خیرخواه انسان و گروهی پلید و بدخواه بودند.

7569157_993.jpg7569156_709.jpg

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نومفاها موجودات نادیدنی و پنهان که ذاتشان از آب است. از کناره دریا تا چشمه سارها می توان پیدایشان کرد. نومفاها چندان خوش سابقه نبودند و جز در چند داستان کوتاه هیچ عمل خیری از آن ها نمی بینیم. دشمن کودکان و ملوانان بودند. زنان و مردان جوان را با ظاهر فریبنده خود گمراه می کردند.

فساد و خشم را میان آدمیان می پسندیدند. کار جنیان در اساطیر به همین دو فرهنگ خاتمه پیدا نمیکند. این جا اگر هم غیب می شوند، می توان ردشان را در آلمان دید. در اساطیر آلمان تا اسکاندیناوی گونه دیگری از جن دیده می شود. الف ها موجوداتی نادیدنی اند که ذاتشان از هواست. هر چند انواع مختلف الف وجود دارد که در محیط های مختلف زندگی می کنند، از باغچه تا کنج خانه.

الف ها در ابتدا پری رویانی بودند که صرفا به قصد گمراه کردن انسان ها ظاهر می شدند. اما کم کم آن ها هم دوشاخه شده، چهره نیک و بد پیداکردند. به این ترتیب دوگانگی که از جهان انسان ها و جهان نادیدنیِ آن سو بود را نشان می دادند. در تعابیر و اساطیر متاخرتر لیلیث را هم زنی از جنیان می دانند که قبل از حوا به همسری آدم درآمد. لیلیث بعد از اینکه جایگاهش را از دست داد به دشمن قسم خورده انسان ها و خانواده ها تبدیل شد.

بعد از این با ظهور ادیان ابراهیمی مفصل درباره این موجودات بحث می شود. گروهی از اینان که در سپاه شیطان قرار دارند و گروهی که راه خیر و ثواب را پیش گرفتند. در نهایت جنیان هر چند در غالب فرهنگ ها از شجرنامه اساطیری غیب می شوند، در فرهنگ عامه ظاهر می شوند، در آن رشد می کنند و با قدرت های جادویی خود چنان ریشه می گیرند که در سراسر جهان هیچ فرهنگی را بدون جن نمی بینیم. به هر اسمی که خود را صدا بزنند، همان ناپیدایانِ رابطِ دو جهان، همواره در ناخودآگاهِ اساطیریِ انسان ها حضور دارند

داماووی، جن خانگی روس

روحِ سردِ روسی

 این جور گفته اند که جن و هیولا و شیطانک و دیو و اهریمن و باقی دار و دسته این قماش موجودات از سر و کله روس ها بالا می روند اما روس ها که از چیزی نمی ترسند، اتفاقا جن و هیولا و شیطانند که از آن ها می ترسند. داماووی از آن جن های معروف روس است، جنی خانگی که نامش را از معادل روسی خانه گرفته و راه به راه هم شکل عوض می کند و پشت سرش حرف هست که در عین خوبی و مهربانی، متاسفانه اخلاق ندارد و دمدمی است و زیاد نباید پا رو دمش گذاشت (البته به اینجا که برسد باید گفت جن روس و غیرروس ندارد. کلا آدم پا رو دم جن نگذارد بهتر است، حالا اهل هرجا که می خواهد باشد).

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خانه اگر خانه باشد، یعنی گرم و تر و تمیز و مرتب و آرام، و البته اجاقش هم روشن و سفره اش هم باز، داماووی بودنش می شود نعمت اما امان از روزی که بین اهل خانه تفرقه بیفتد و خانه به هم بریزد و دعوا زیادی طول بکشد، یا حتی همسایه نااصل نصیب شود. آن وقت است که داماووی صدایش را می اندازد سرش و مثل روح های در به در بی فرهنگ خواب را به همه حرام می کند. البته یک اقدام احتیاطی و پیشگیرانه هم هست که اگر کسی با ایشان طرف باشد بهتر است حواسش به آن باشد: بعد از غروب به هیچ وجه نباید اسم داماووی را برد و شوخی هم ندارد. از خوبی های داماووی هم بگوییم. یکی از آن اصل و نسب دارهایش اگر قسمت خانه ای شود، خیلی کارها می کند:

به اسب ها می رسد، دست به سر و گوش بچه ها می کشد، از خانه مراقبت می کند و تا او هست خورد و خوراک خانواده حرف ندارد و کسی شب را بی شام صبح نمی کند. از این ها مهم تر، داماووی به فکر دخترهای خانه هم هست و شخصا به خواستگارها نظارت می کند تا داماد مقبولی گیر خانواده بیاد و همه عمری درگیر نشوند. در ضمن با داماووی های همسایه هم ارتباط دارد و نمی گذارد بی خبر سرک بکشند توی خانه و زندگی آدم و چیزی کش بروند. حالا از شکل و شمایلش بگوییم. برخلاف تصورتان بیشتری ها گفته اند پیرمردی است ریزه میزه که هیکلش بیشتر به پسربچه های پنج ساله می ماند. ریش سفید دارد و موی زرد و چشم درخشان. خیلی خودش را آفتابی نمی کند اما کسی در بودنش تردیدی ندارد.

می گویند معمولا پشت اجاق یا دودکش پنهان می شود و وقتی همه خوابیدند می آید بیرون و هر جور دلش خواست در خانه می چرمد و بازی می کند. شیطنت هم زیاد می کند، از زیر در می خزد توی اتاق خواب ها و آن هایی را که در خواب نازند غلغلک می دهد و در می رود. گفتیم زود جوش می آورد؟ دوباره گفتنش می ارزد: داماووی خیلی زود جوش می آورد و زیادی هم زودرنج است. اگر ببیند سهم شامش را خورده اند و یک گیلاس آب هم رویش، کاری می کند که همه از کارشان پشیمان بشوند و تر و خشک را هم با هم می سوزاند، مثلا تا صبح روی میزها مشت می کوبد و پشت در اتاق ها جیغ می کشد. قیافه چرا می گیرید؟ انگار این ها را نویسنده محترم مطلب از خودش درآورده!

یک عده روسیه شناس و افسانه شناس و محقق نشسته اند و سرجمع چند هزار صفحه درباره داماووی و هزار و یک جن دیگر نوشته اند، منبع و ماخذ همه چیز هم معلوم است. بعضی ناحیه ها هم داماووی مخصوص خودشان را دارند که شبیه باقی داماووی ها نیستند. مثلا از پیرمرد پشمالوی محترم با ریش انبوه داریم تا نسخه غول بچه مانندش که کوتوله است و شاخ و دم هم دارد. البته دوره تاریخی هم مهم است و داماووی های ارتدوکس داستان خودشان را دارند و نوچه شیطان به حساب می آیند. قضیه کم کم پیچیده تر هم می شود. آورده اند که داماووی می تواند خودش را به شکل یکی از اعضای خانواده دربیاورد و حتی در هیات جد بزرگ خاندان ظاهر شود. که در آن صورت پدربزرگ یا ارباب هم صدایش می زنند. یا فرو بردن به قالب حیوان خانگی محبوب خانواده. حادثه های تلخ و ناگوار هم کم نبوده.

یک نمونه اش این که داماووی سن و سال دار خانه ای در یکی از روستاهای روسیه وقتی دیده قدرش را نمی دانند و تازه احترامش را که نگه نمی دارند هیچ، مسخره اش هم می کنند، حدود ساعت دو صبح دو نفر از اهل خانه را در خواب خفه می کند. از تاریخ گفتیم. تحول مذهبی در روسیه و ورود مسیحیت در نوع نگاه مردم به داماووی بازتاب پیدا می کند. تا قبل از ورود مسیحیت، داماووی ها بیشتر اهل مهر و محبت و رسیدگی به خانه بودند اما بعد از آن جنبه های شیطانی وجودشان پررنگ تر شد. این را هم باید گفت که داماووی ها خوب دوام آورده اند. شاید در قرن 20 و 21 نشود زیاد پیدایشان کرد اما تا آخر قرن 19 که کسی در بودنشان شک نمی کرد. حالا هم به نفعتان است اگر کسی را شبیه جد بزرگتان دیدی حسابی تحویلش بگیرید و یک ناهار حسابی هم مهمانش کنید، مبادا داماووی خانه قبلی تان باشد!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×
×
  • جدید...