رفتن به مطلب
نحوه ی گذاشتن مطلب در انجمن
درخواست طراحی جلد برای رمان
قوانین و راهنمای ارسال کتاب در حال تایپ آمورش مخصوص تازه واردین
~~~Armita~~~

دنیای شیرین خیالی

پست های پیشنهاد شده

یک روز دختری به  اسم پرنیا چشماشو باز کرد و خودشو بین چندین بچه دید در واقع یتیم خونه.نمی دونست خانوادش چرا ولش کردن ولی از اینکه دوست هاشو داشت خوشحال بود.

اما اینکه دوستاش یکی یکی برن اونو واقعا ناراحت می کرد.

یک روز روی تختش نشست و فکر کرد اصلا تو یتیم خونه نیست و الان تو تخت اتاقش نشسته و داره درس می خونه تا فردا بره مدرسه.اون هر شب تو فکر و خیال خودش غرق می شد و در پایان خیالاتش خودشو یک دکتر تصور می کرد.

یک روز که پیش بچه ها نشسته بود خانم رضایی پرنیارو صدا می کنه تا بره دفتر مدیرشون.

پرنیا با ترس و تردید داخل اتاق میشه و به مدیر همچنین دو تا زن و مرد جوون سلام می کنه جلوشون میشینه.

خانم مدیر تصمیم میگریه پرنیا رو به اون خانواده بده که البته وضع مالیشونم خوبه.

پرنیا نمی دونه خوشحال باشه یا ناراحت اما این مسیرو انتخاب می کنه و همراه این خانواده پا به خونه جدید میذاره.

اون هر شب با لالایی مادرش و هر صبح با بوسه پدرش از خواب بیدار میشه.

اون هر روز با پدرش درس تمرین می کرد و ا مادرش بازی می کرد.جالبش اینجا بود که پرنیا همه ی اینارو تصور کرده بود!

روز ها و سال ها به سرعت گذشتن و پرنیا پا به دانشگاه گذاشت.اون تمام تلاشش رو می کرد و درس می خوند.همیشه وقتی می خواست بخوابه به دکتر شدن فکر می کرد.راستش اون یک رازی تو زندگیش پیدا کرده بود.به هرچی که فکر می کرد براش اتفاق می افتاد این عالی بود!

بلاخره داخل بیمارستان شد و با انجام دادن اولین عمل جراحی تبدیل به مشهور ترین دکتر شد.هیچ وقت تو زندگی به چیزی جز دکتری فکر نکرده بود و الان که به دکتری رسیده بود احساس پوچی می کرد چون فکر جدیدی نداشت.

مادرش کنارش نشست و گفت:ما تا زنده ایم باید چیز های بیشتری رو بخوایم نه اینکه قانع بشیم.

این حرف کلیدی شد تا در های بیشتری رو باز کنه و اون هم چنان بیشتر و بیشتر خواست و بیشتر از پله ها بالا رفت!این پایان کار نبود!

 

  • لایکت میکنم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

@azaliya

بفرستید متروکه

  • لایکت میکنم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

×
×
  • جدید...