رفتن به مطلب
نحوه ی گذاشتن مطلب در انجمن
درخواست طراحی جلد برای رمان
قوانین و راهنمای ارسال کتاب در حال تایپ آمورش مخصوص تازه واردین
آرمیتا

عالی ترین شعر ها

پست های پیشنهاد شده

هر شعر خوبی که سراغ دارین بندازین منتظر شعر هاتون هستم

  • لایکت میکنم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من به دنبال نگاه گم تو می آیم..

با خیالی سر مست..

با کتابی در دست..

من تو را با دل خود درگیرم..

مثل بیمار  پریشان که روانی شده است..

مثل یک جغد که شب خوابیده ست..

مثل یک میوه ای ممنوعه که آدم چیده ست..

من به دنبال نگاه کم تو می آیم..

با قطاری در راه..

با نگاهی در ماه..

من تو را در دل خود می میرم..

مثل یک ابر در اندیشه باد..

مثل یک برگ در آغوش خزان..

مثل گلبرگ شقایق که شده دل نگران..

من به دنبال نگاه گم تو می آیم..

با نگاهی سر مست..

با کتابی در دست...

  • لایکت میکنم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شاعر حمید حسینی

  • لایکت میکنم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تا فرات آمد ننوشید آب ، آب آتش گرفت
لب به حرف آمد: «بنوش از آن» ، خطاب آتش گرفت

نیزه ها بارید از هر سمت بر مشک پر آب
خورد بر مشک و نگاه ماهتاب آتش گرفت

دستهایش هدیه شد بر عشق والایی که داشت
شد قمر غلتان به خون تا ! آفتاب آتش گرفت

آسمان از شرم بارید و زمین را خیس کرد
لاله ای در خون خود با پیچ و تاب آتش گرفت

ناله های کودکان از خیمه ها فریاد شد
کودک شش ماهه در دست رباب آتش گرفت

کربلا شد بینوا از شدت باران غم
آب در روی زمین مثل سراب آتش گرفت

باید از دشت بلا هر بار شعری نو نوشت
تا که واژه واژه با اشعار ناب آتتش گرفت

  • حمید حسینی
  •  
  • لایکت میکنم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوستان هر شعری که یا خودتون نوشتین یا دوست دارین ارسال کنین

  • لایکت میکنم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خانه ای خواهم ساخت از جنش اشک هایم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به تو که می‌رسم ، مکث می‌کنم !

انگار در زیبایی‌ات چیزی جا گذاشته‌ام !

مثلاً در صدایت آرامش ...

یا در چشم‌هایت زندگی ...

نیما یوشیج

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

جز تو یاری نگرفتیم و

نخواهیم گرفت ...

بر همان عهد که بودیم

بر آنیم هنوز ...

ادیب نیشابوری

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

دیگران ،

چون بروند از نظر ، از دل بروند ...

تو چنان ،

در دل من رفته ، که جان در بدنی ...

سعدی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ز همه دست کشیدم که تو باشی همه ام 

با تو بودن ز همه دست کشیدن دارد

"سعدی"

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×
×
  • جدید...