رفتن به مطلب
نحوه ی گذاشتن مطلب در انجمن
درخواست طراحی جلد برای رمان
قوانین و راهنمای ارسال کتاب در حال تایپ فراخوان جذب ویراستار + آزمون ویراستاری

پست های پیشنهاد شده

تا به حال دنیا را از دید یک مرده نظاره کرده اید؟

نور و گرمای خورشید هیچ تاثیری ندارد.

ماه و تابشش هم همینطور.

چه طوفان باشد و چه نسیم، هیچ چیز حس نمی شود.

غم انگیزتر اینکه عزیزانت تو را نمی بینند و حتی به تو فکر هم نمی کنند.

همانند عابرینی که به کار خود مشغولند و پی کار خود هر کدام با سرعت از جهتی حرکت می کنند و تو را نمی بینند.

با این شرایط، تو نیز میلی به خوردن آب و غذا نخواهی داشت و فکر می کنی کاری بس بیهوده است.

چطور می شود اعتراض کرد، گله کرد و یا حرف  زد با آدمهایی که تو را نه می بینند و نه صدایت را می شنوند؟

ای کاش حداقل می توانستی به حال خود زار بزنی ولی تو مرده ای و اشکهایت به جای جاری شدن، در گلویت بغض می شوند و ضجه هایت درونت را پرآشوب و مضطرب می کند.

در حالی که هنوز نفسی می آید و می رود آرزو می کنی تا این نیز از تو گرفته شود.

هر چند در اعماق فکرت از این کفران نعمتی که کرده ای عذاب می کشی. با این حال از خود می پرسی اصلا کسی متوجه مرگ یک مرده خواهد شد؟! و باز هم ذهنت پاسخ را به سرعت آماده می کند که : نه.

و کم کم دیگر لبخند زدن آرزویی دور و محال به نظر می رسد و با خود فکر می کنی که آخرین بار کی صدای خنده ات را شنیده ای؟؟

تو می مانی و شمردن روزهایی که خدا به تو عمر داده است و منتظر می مانی که چه وقت قرار است دوباره بمیری.

  • لایکت میکنم 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×
×
  • جدید...