رفتن به مطلب
نحوه ی گذاشتن مطلب در انجمن
درخواست طراحی جلد برای رمان
قوانین و راهنمای ارسال کتاب در حال تایپ فراخوان جذب ویراستار + آزمون ویراستاری

Đ ø k į

کاربر عادی
  • تعداد ارسال ها

    125
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    3

آخرین بار برد Đ ø k į در 20 تیر 1397

Đ ø k į یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

253

درباره Đ ø k į

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. Đ ø k į

    عکس های خاص

  2. Đ ø k į

    عکس های خاص

  3. Đ ø k į

    تست آی کیو/:

    مجموعه سوالات تست آی کیو جدید و تست ضریب هوش و سوالات هوش پدر و پسری را که در حادثه رانندگی مجروح شده بودند، به بیمارستان می‌برند.پدر در راه بیمارستان فوت می‌کند ولی پسر را به اتاق عمل می‌برند. پس از مدتی دکتر می‌گوید من نمی‌توانم این شخص را عمل کنم، به علت اینکه او پسر من است.آیا به نظر شما این داستان می‌تواند صحت داشته باشد؟ یک فروند هواپیما در مرز آمریکا و کانادا سقوط می‌کند. بازماندگان از سقوط را در کجا دفن می‌کنند؟ اگر چهار تخم‌مرغ، آرد، وانیل، شکر، نمک و بیکینگ پودر را با همدیگر مخلوط کنید، آیا کیک خواهید داشت؟ آیا امکان دارد که یک اختراع قدیمی‌قادر باشد که پشت دیوار را به ما نشان دهد؟ یک شترمرغ تصمیم می‌گیرد که به وطنش بازگردد.چه موقع برای پرواز او به جنوب مناسب است؟ اگر به‌طور اتفاقی وارد کودکستان دوران کودکی‌تان شوید، آیا قادر به خواندن نوشتن و انجام جدول ضرب خواهید بود؟ گرگی به بالای کوه می‌رود تا غرش شبانه‌اش را آغاز کند.چه مدت طول می‌کشد تا به بالای کوه برسد؟ یک کیلوگرم آهن چند گرم سنگین‌تر از یک کیلو گرم پنبه است؟ یک خروس در بام خانه‌ای که شیب دوطرفه دارد، تخم می‌گذارد. این تخم از کدام طرف می‌افتد؟ اگر تمام رنگ‌ها را با هم مخلوط کنید، آیا رنگین کمان خواهیم داشت؟ چراغ راهنمایی و رانندگی که روبروی خیابان است قرمز است، افسر راهنمایی هم در آنجا ایستاده است، با اینحال راننده ای از چراغ قرمز می گذرد و کسی مزاحم او نمی شود. چطور چنین چیزی ممکن است؟ عبارت زیر را بخوانید:H-M-B-A-A4-B-R آن کدام گیاه است که اگر نصفش کنی نیم آن لنگ و نیم دیگرش غصه باشد؟ حکم اعدام متهمی را صادر می کنند و مضمون «بخشش لازم نیست، اعدامش کنید.» را به امضا، دادستان می رسانند. پس از امضاء دادستان، مأمور اجرای حکم، با تغییری در مضمون، جمله را به صورتی در می آورد که جلو اعدام متهم را می گیرد، او چه تغییری در جمله بوجود می آورد؟ . تست هوش جدید . پاسخ سوالات تست آی کیو جدید و تست ضریب هوش و سوالات هوش آری. اگر این سوال را نتوانستید جواب دهید، وای بر شما.دکتر یک خانم جراح است یعنی این شخص مادر پسر است! هیچ کدام. بازماندگان که زنده هستند نیازی به دفن کردن ندارند. خیر، شما پیش از اینکه کیک داشته باشید باید آن را بپزید ! آری.پنجره یک اختراع قدیمی‌است که به وسیله آن می‌توان پشت دیوار را مشاهده کرد! شتر مرغ که قادر به پرواز نیست. بله. شما فقط از کودکستان دیدن می‌کنید و با همین شرایطی که الان دارید فقط وارد کودکستان شده‌اید. گرگ پیشتر بالای کوه است هیچ کدام. یک کیلوگرم آهن با یک کیلوگرم پنبه به طور دقیق برابر هستند. خروس که تخم نمی‌گذارد. خیر. رنگ خاکستری خواهید داشت آن راننده پیاده بوده است، بنابراین افسر راهنمایی کاری باو ندارد عبارت مزبور چنین خوانده می شود: «هاشم بیا آچار بیار» شلغم نیم آن لنگ است در معنی مأمور ویرگول را از جلو کلمه «نیست» بر می دارد و جلو کلمه «بخشش» می گذارد، بدین ترتیب: «بخشش، لازم نیست اعدامش کنید.»
  4. Đ ø k į

    دانستنی عاشاقانه:)

    عشق در ۰.۲ ثانیه اتفاق می افتد در تعریف عشق معمولاً آن را یک احساس بنیادین در نظر می‌گیرند. این اتفاق عجیب موضوع پژوهش های علمی بسیار زیادی بوده است. در پژوهشی که در سال ۲۰۱۱ صورت گرفت معلوم شد که در هنگام عاشق شدن ۱۲ قسمت از مغز استارت آزاد کردن مواد شیمیایی و هورمون‌ها می‌زنند که احساس عاشق شدن را در انسان بوجود می‌آورند. اصلی ترین این مواد شیمیایی دوپامین، اکسی توسین، آدرنالین و وازوپرسین هستند. این واکنش تنها در زمان بسیار اندک ۰٫۲ ثانیه اتفاق می‌افتد که در حقیقت، زمان ارتباط چشمی دو فرد با یکدیگر می‌باشد. در هنگام نگاه به معشوق مردمک چشم گشاد میشود هنگامی که یک فرد عاشق به معشوق خود نگاه میکند مردمک چشمش در حدود ۴۵٪ گشادتر میشود. مردمک چشم تنها به نور عکس العمل نشان نمی‌دهد بلکه این امکان را دارد که از سیستم عصبی بدن نیز تاثیر بگیرد. پژوهش ها ثابت کرده اند وقتی به کسی می نگرید که به او علاقمند هستید یا برای شما جذاب است اندازه مردمک چشم شما گشادتر می‌شود. دلیل این عکس العمل غریزی بدن این است که گشادتر شدن مردمک چشم موجب میشود صورت شما جذاب‌تر بنظر بیاید در واقع بدن شما به صورت ناخودآگاه سعی میکند که شما را جذاب‌تر نشان دهد. عشقتان شما را ۲۰ درصد جذابتر از چیزی که خودتان فکر میکنید میبیند عشقتان شما را ۲۰ درصد جذابتر از چیزی که خودتان فکر میکنید میبیند. زیرا که وقتی شما خودتان را در آینه می‌بینید تنها بازتابی از تصویر خود را می‌بینید و چیزی از رفتار و وجود درونی تان در آینه دیده نمی‌شود.
  5. Đ ø k į

    محل زندگی جنها

    ۱)محل زندگی جنها : جنها در سطح و زیر زمین دریاها و به طور کلی می شود گفت در همه جا زندگی می کنند جز قسمتهایی از زمین و دو آسمان آخر که براشون ممنوع شده . با این وجود جنها مکانهایی رو بیشتر دوس دارن که عبارتند از : جاهای خلوت و کم تردد که کمتر مورد استفاده قرار می گیرند مثل انباری ها ،زیرزمینها و ساختمونهای قدیمی. نکته اینکه جنها به طبقات بالای برجها و مکانهای پر تردد بدون ریتم خاص علاقه ای ندارند . گفته میشه که که جنها به زیر درختان میوه هم علاقمندند ودر آنجا نیز زیادحضور دارند البته برخی از عالمان این ورطه گویند که :این فقط در بین عوام شایع است كه زیرزمینها، جاهای تاریك و مرطوب مانند حمامها، چاهها و عمق جنگلها جایگاه جنیان است. یکی از محلهای دیگر مورد علاقه ی جنها جشنها و مخصوصا عروسی هاست . چون جنها به طور ذاتی عاشق رقص و آواز هستند در این محل ها زیاد حضور دارند .علاوه بر مکانها و شهر و روستاهای ساخت انسان گروهی از جنها در دشت و جنگل و کوهه و غارها زندگی می کنند اما آنها هیچ ساختمان سازی یا ساخت و ساز ی مثل آنچه انسان می سازد ندارند ۲)صدا و زبان جن: طول موج صدای جن با صدای انسان فرق داره به همین دلیل انسان قادر به شنیدن صدای جن نیست به استثنای افرادی خاص که این توانایی رو دارند البته نحوه ی دریافت صدای جن از طرف این افراد هم یکسان نیست مثلا بعضی به صورت صدای نواری که داره جمع میشه این صدا رو تشخیص میدن و بعضی دیگر به صورت زمزمه و …. نکته ی جالب اینکه جنها قادرند صداشون رو طوری تغییر بدن که فردی که قادر به شنیدن صداشونه نتونه بشنوه اما نمی تونن کاری کنن که کسی که قادر به دریافت صوتشون نیست بتونه صداشون رو بشنوه . نکته ی جالبتر اینکه زبان خود جن ها هم با هم فرق می کنه ا ما با این وجود اونها قادرند با سه نوع موجودات یعنی انسان ، حیوان و خودشون مکالمه کنن و ارتباط زبانی برقرار کنن. البته باید اشاره کنم که این توانایی جنها بیشتر به خاطر توانایی آنها در ارتباط برقرار کردن ذهنی است به عبارت دیگر آنها می تونن به راحتی مفهوم و مطلبی رو که می خوان انتقال بدن و بالعکس مفهوم پشت کلمات و واژه ها رو حتی اگه بیان نشن ، دریافت کنن ۳ ) عمر جن : متوسط عمر جن گفته میشه که هزار سال است البته ممکن است طول عمرهایی بیشتر یا کمتر از این متوسط وجود داشته باشه .اما چیز جالبی که در مورد عمر جن باید بگم اینه که جنها رشد بدنیشون یه بهتر بگم رشد جسمیشون بسیار کند است به گونه ای که اصلا با تصورات ما مثلا از یک انسان ۴۰۰ ساله قابل مقایسه نیست در عوض جنها رشد ذهنی و عقلیشون چندین برابر انسان است و ممکن است یک جن در عرض چهار هفته بعد از تولد کلیه ی توانایی یک انسان بالغ را کسب کند ۴) دوستی با جن :دوست شدن با جنها کار بی دردسری نیست که برای تجربه یا تفریح بشه سراغش رفت. اگر با خواست خودتون وارد دنیای جنها بشید، اونها هم بیشتر در زندگی شما دخالت می کنند. معمولا جنها حریم خصوصی برای انسان قائل نیستند. در هر حالتی و هر جایی ممکنه به سراغ شما بیان. اگر از اونها درخواست کمک کنید، ممکنه کمکتون بکنند ولی درمقابل شاید درخواستهایی از شما داشته باشند که نخواین انجام بدید ولی اونها مجبورتون کنند. جنها قدرت کنترل و نفوذ محدودی بروی مخلوقات دیگه دارند که هرچقدر قدرت روحی مخلوقی بیشتر باشه، نفوذ و تسلط جنها روی اون کمتر میشه. بنابراین کسانی که مراقبه نمی کنند – عبادتهای اکثر دینها نوعی مراقبه ست- آسیب پذیرتر از دیگرانند و بهتره از دوست شدن با جنها صرفنظر کنند. تمسخر و به بازی گرفتن از مواردی ست که جنها رو تحریک و خشمگین می کنه. توصیه : هیچوقت برای تفریح و خوشگذرونی سراغ جنها نرید
  6. Đ ø k į

    جوک :)

    ﺁﺑﺮﯾﺰﺵ ﺑﯿﻨﻰ ﺩﺍﺭﻡ،ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ ﻗﺮﺹ ﺿﺪﺣﺴﺎﺳﯿﺖ ﺑﮕﯿﺮﻡ،ﺗﻮ ﻋﻮﺍﺭﺽ ﺟﺎﻧﺒﯿﺶ ﻧﻮﺷﺘﻪ :ﺳﺮ ﺩﺭﺩ، ﺳﺮ ﮔﯿﺠﻪ، ﺣﺎﻟﺖ ﺗﮭﻮﻉ، ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ، ﻧﺎﺭﺳﺎﯾﻰ ﮐﺒﺪ، ﺳﮑﺘﻪ ﻗﺒﻠﻰ، ﺳﮑﺘﻪ ﻯ ﻣﻐﺰﻯ، ﻣﺮﮒ ﻧﺎﮔﮭﺎﻧﻰ ﮪﯿﭽﻰ ﺩﯾﮕﻪ … ﭘﺸﯿﻤﻮﻥ ﺷﺪﻡ، با آستینم پاکش میکنم, ﺍﻣﻨﯿﺘﺶ ﺑﯿﺸﺘﺮﻩ دیدین تو فیلمها بچه تو خواب جیغ میزنه پدر و مادرش میان بغلش میکنن !من یه شب توخواب جیغ زدمبابام همچون لگدی زدبه شکمم که دیگه چند ساله نتونستم جیغ بزنم فک کنم جیغدونم پاره شده موقع رقصیدن مراقب حرکت ابروها و لب های خودتون باشیدخیلی ها مراقب نبودن بعد که فیلمشو دیدن به اعتیاد کشیده شدن عاقا یه سوال برام پیش اومده : این خانومایی که جوراب شلواری میپوشن، بخوان وضو بگیرن چیکار میکنن؟
  7. پست هشتاد از زبان (آندیا ) چشم هایم را باز کردم نور که به چشم هایم خورد زود چشم هایم را بستم صدای پرستار آمد که با خوشحالی چیزی می گفت چند دقیقه ای گذشت که که در باز شد به خیال اینکه آیدین است به سمت در برگشتم با دیدنش تعجب کردم بالبخند و خوشحالی به سمتم آمد دستم را گرفت و بوسید -آندیای من خوبی ؟ الهی رسا فدات شه که یه ماهه اینجایی ! تعجب کردم یک ماه بود تنها درد قلبم را یادم می آید ! بی جون زمزمه کردم -رسا ؟ چشم هایش برقی زد -جان دله رسا ؟ چشم هایم با لذت بستم معجزه می کرد این حرف های زیبایش! -بخشیدی منو ؟ با ناراحتی سرش را پایین انداخت -آندیا منو ببخش که درموردت بد قضاوت کردم همه چی رو فهمیدم ! -کی بهت گفت ؟ -کسی نگفت مهتا دفتر خاطراتتو بهم داد اونو خوندم عزیزم ! لبخند خسته ای زدم به چشم هایم نگاه کرد -زود خوب شو که باید عروسیه رایان و آنیتا رو بگیریم ! با خوشحالی خندیدم تقه ای به در خورد و آنیتا وارد شد -سلام -سلام عزیزم به سمتم آمدو دستم را گرفت -خیلی خوشحال شدم که دوباره خوب شدین خم شد و صورتم را بوسید -امیدوارم دیگه هیچ وقت اینجا نیاین ... کمی مکث کرد -مامان جون دستش را کمی فشردم -ممنون عروس خوشگلم ! دوباره در باز شد و همه آمدند با خوشحالی به همه نگاه کردم خوشی دوباره برگشته بود رایان کنار آنیتا ایستاد -مامان جون یه ماهه خوابیدین باید حسابی برای من و آنیتا زحمت بکشینا ! با این حرفش دوباره خندیدم -من که از خدامه حاضرم صبح تا شب بیدار باشم ! صدای رسا با اعتراض آمد -آی آی حق ندارین به آندیا چپ نگاه کنینا ! آندیا فقط برای خانومی کردن آفریده شده ! با ذوق نگاهش کردم که چشمکی نثارم کرد لبم را گاز گرفتم امان از رسا ! به سمت مهتا برگشتم -عزیز خاله چیکار کردی ؟این خوشی رو مدیون توام ! سوگل به حرف آمد -چرا مهتا؟ چون مهتا دفترموبه رسا داده بخونه ! سوگل به مهتا لبخندی زد -آفرین عزیزم رو به همه گفتم -ممنونم از اینکه از کارو زندگیتون زدین و یک ماه این جا بودین بابت داشتنتون خیلی خوشحالم ! جوابم لبخند با محبتشان بود ! رسا آرام خم شد و در گوشم گفت -حاضری ؟ -برای چی ؟ -برای از سر گرفتن فصل عاشقی ! با لبخندو خوشحالی زمزمه کردم -آه از عشق تو که مرا رسوای شهر کرد ! . تو خواب و رویامی تو میدونی که دنیامی تو تو نباشی پیشم از زندگیم سیرم کنارتو آروم میشم ابری نباشی بارون میشم نگو میری میمیرم دلیل این حرفامی تو نه نمیشه تنها بی تو تو بخند که دنیامو عوض کردی تو میپرسی آخر چی میشه عشقمون قطعی میشه تا ابد دیگه با من بی تو بگو مگه چی داری که دیوونت میشم بگو از این خوشحالی که همخونت میشم همین روزاست که بین منو تو خاطره میشه این دیوونه عاشقه اینه که راه بره پیشت . . پایان ۹۷/۳/۲۳ 2:45 ظهر یا حق
  8. پست ٫٫٫ونهم دستی به ریش هایم کشیدم یک ماه بود که نزده بودم یک ماه بود که آندیا هنوز بهوش نیامده بود ! کتم را برداشتم تا به بیمارستان بروم آنیتا را دیدم که روی کتاب دعا خوابش برده بود به سمتش رفتم -آنیتا جان بابا بیدارشو شانه هایش پرید از خواب بیدار شد -چی شده ؟ خبری نشد ؟ سرم را به معنی نه تکان دادم که چهره اش گرفته شد -بابا ما بد قضاوت کردیم درموردش خیلی بد ! -میدونم عزیزم خیلی پشیمونم کافیه بهوش بیاد تموم خوشی های دنیا رو به پاش می ریزم ! -صبرکنین منم آماده شم باهم بریم ! نگاهی به ساعتم کردم -باشه زود باش فقط پنج دقیقه بعد آمد -بریم خداکنه خوشحال برگردیم سوییچ را برداشتم و با سرعت رانندگی می کردم !طولی نکشید که رسیدیم باهم به سمت سالن رفتیم آیدین به محض دیدنم با خوشحالی به سمتم آمد ودر آغوشم گرفت یکه خوردم آیدین از آن شب به بعد حتی نگاه هم به من نمی کرد و حالا...! با بهت زمزمه کردم -چه خبره ؟ از آغوشم جدا شد سوگل با خوشحالی به سمتم آمد -بلأخره به هوش آومد آندیا به هوش اومد از خوشحالی زبانم بند آمده بود -چجوری میتونم ببینمش ؟ . . .
×
×
  • جدید...