رفتن به مطلب
نحوه ی گذاشتن مطلب در انجمن
درخواست طراحی جلد برای رمان
قوانین و راهنمای ارسال کتاب در حال تایپ فراخوان جذب ویراستار + آزمون ویراستاری

aydaabn

کاربر اخراجی
  • تعداد ارسال ها

    25
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

62

6 دنبال کننده

آخرین بازدید کنندگان نمایه

72 بازدید کننده نمایه
  1. aydaabn

    مد‌ و سلامتی

    ✅ خط چشم برای صورت های گرد باید شکسته و به سمت بالا باشد و مژه های پایین و بالا را ریمل زد. در صورتی که چشم های درشتی دارید خط چشم را بسیار نازک بکشید. همین طور که گفته شد از سایه های تیره برای پشت پلک ها استفاده کنید.
  2. aydaabn

    مد‌ و سلامتی

    در انتهای حمام، سرتان را با آب سرد آبکشی کنید !🚿 ▫️با بستن منافذ باز پوست سر و افزایش جریان خون، رشد موها را افزایش میدهد. + موجب شفافیت بیشتر موها، افزایش قطر آنها و پرپشت شدنشان میشود.
  3. aydaabn

    مد‌ و سلامتی

    اگر پوست بسیار خشکی دارید حتما از این ترکیب عالی و طبیعی استفاده کنید. مقدار مساوی از ژل آلوئه ورا و عسل را مخلوط کنید قبل از خواب آن را روی پوست خود قرار دهید. شب تا صبح روی پوست بماند. بعد از شستن پوست صورت متوجه نرمی و لطافت پوستتان خواهید شد.
  4. aydaabn

    مد‌ و سلامتی

    هایلایت کردن مو آب لیموی تازه گرفته شده را روی موها اسپری کنید و شانه بزنید . آب لیمو باید چند ساعت روی مو باقی بماند . اگر در آفتاب بشینید ، هایلایت ها بیشتر خواهد شد.
  5. aydaabn

    مد‌ و سلامتی

    آرایش چشم برای موی بلوند از سایه چشم های ،سفید ، بژ ، صورتی ،سبز ،آبی ،بنفش استفاده کنید و برای آرایشی سنگین و مجلسی از سایه ، از خط چشم قهوه ای استفاده کنید.
  6. aydaabn

    مد‌ و سلامتی

    #مراقبتهای_پوستی در جوانی استفاده از ضدآفتاب استفاده از عینک آفتابی درمان جوش آرایش زیاد❌ پاک کردن آرایش قبل از خواب نوشیدن آب استفاده از کرم دور چشم شستن براش‌های آرایشی.
  7. aydaabn

    مد‌ و سلامتی

    چند کاری که به پوست و بدن شما آسیب میزنه _همیشه لاک میزنید و نمیذارید ناخن نفس بکشه _با حوله صورتتون رو خشک میکنید _با سوتین میخوابید _از براش کثیف برای ارایش استفاده میکنید _روبالشی تون رو یادتون میره تند تند عوض کنید _بیشتر از یه قاشق چایخوری نمک میخورید _ابروهاتونو همیشه با مداد میکشید _سریع بعد از شیو کردن از دئودرانت استفاده میکنید _موقع خواب موهاتونو میبندین _دوش آب داغ میگیرید _نوشابه میخورید _موهاتون وقتی خیسه شونه میکنید.همین باعث میشه موهاتون بریزه _خیلی سشوار داغ استفاده میکنید _موقع چک کردن موبایل سرتون رو خم میکنید به جای اینکه موبایلو روبروی چشمتون بگیرید.
  8. aydaabn

    مد‌ و سلامتی

    در حالت عصبانیت نخوابید. خوابیدن در حالت عصبانیت باعث استرس زیاد و ماندگار شدن خاطرات بد در ذهن انسان و عصبی شدن فرد می شود. ▫️بهتر است ذهن خود را قبل از خواب آرام کنید.
  9. aydaabn

    مد‌ و سلامتی

    برای کاهش درد قاعدگی 7 تا 10 روز مانده به قاعدگی روزانه یک لیوان آب آناناس تازه مصرف کنید آناناس یکی از بهترین منابع منگنز است که درد و بی‌حوصلگی را کاهش می دهد.
  10. aydaabn

    مد‌ و سلامتی

    همیشه بلافاصله بعد از اینکه از حمام بیرون می آیید از فرمژه استفاده کنید وقتی مژه ها با آب گرم خیس شده باشند راحت تر و زیباتر بر می گردند و نمی شکنند
  11. aydaabn

    مد‌ و سلامتی

    افزایش رشد ابرو با روغن کرچک 👌 ✍️با استفاده از یک توپ پنبه‌ای مقداری از روغن کرچک را بر روی ابروها بمالید و به مدت ۲ تا ۳ دقیقه آن را با انگشت روی ابرو ماساژ دهید بهتر است این کار را قبل از خواب انجام دهید تا روغن مدت بیشتری روی ابروها باقی بماند، سپس آن را با آب گرم شست‌وشو دهید. با استفاده مداوم از این روغن شاهد رشد سریع ابرو در یک هفته باشید.
  12. aydaabn

    «علی ترمز»

    تو زندگیم آدم عجیب و غریب کم ندیدم. از حسن شیره ای که به دست راست خودش فحش ناموس می داد که چرا تو خماری زدی تو گوش بچه م!تا زهره خانوم که زنبیل خریدش رو برمی داشت می رفت محله ی قدیمی، به همه می گفت دارم میرم جَوونی م رو بخرم! ولی هیچ وقت هیچی تو زنبیلش نبود! هیچ‌وقت جَوون نشد. حداقل تا وقتی که تو این دنیا بود! ولی عجیب تر از همه «علی تُرمز»بود. علی تُرمز با مادرش زندگی می کرد. صبح ها یه صندلی پلاستیکی سفید می ذاشت جلو در خونه و تا شب همون جا بود. اگه بچه ای تند می دویید دعواش می کرد و می گفت آروم، انقدر ندو. اگه موتوری، ماشینی با سرعت از کوچه رد می شد، دمپایی آبی ش رو در می آورد پرت می کرد طرفش... داد می زد تُرمز کن ، تُرمز کن ، تُرمز کن. خودش انقدر آروم راه می رفت که اگه با یه لاک پشت مسابقه دو می ذاشت معلوم نبود کدومشون برنده میشن. درباره ی زندگی علی قصه های زیادی شنیده بودم. هر کسی یه چیزی می گفت ولی فقط یه قصه حقیقت داشت. «علی و زنش مریم تو راه برگشت از ماه عسل بودن که مریم میگه هوس آش کردم‌. آشکده می زنن کنار... علی رو می‌کنه به مریم و با شیطونی خاصی میگه نکنه ویار کردی؟ مریم می خنده و میگه چند شب پیش رو یادت بیاد... هر کی خربزه می خوره پای لرزش هم می شینه. برای ویار زوده ولی به وقتش باید همش تو بازار دنبال ویارهای من بگردی. علی هم میگه من دور تو می گردم. مریم با خوردن حبوبات آش می ترسه دل درد بگیره و آش رو کامل نمی خوره. برای همین کاسه ی آش رو با خودش میاره تو ماشین و حرکت می کنن. چند دقیقه ی بعد مریم قاشق عشق رو پر از آش می کنه و به علی میگه بگو اااا...علی پشت فرمون میگه اااا و قاشق آش رو می کنه تو دهنش و به مریم نگاه می کنه. به مریم که رنگش مثل گچ شده. مریم سه بار داد می زنه علی تُرمز کن، علی تُرمز کن، علی تُرمز کن. آش و شیشه های ماشین با هم یکی میشن. علی سرش به فرمون می خوره و بیهوش میشه و مریم ... » شب های جمعه علی تُرمز کت شلوار دامادیش رو می پوشه و میره جلوی آینه... نوک انگشتاش رو تف مالی می کنه و به موهای شلخته ش حالت میده. عطر می زنه و هر کسی رو که می بینه ازش می پرسه خوبم؟ خوش تیپم؟ وقتی خیالش راحت میشه با همون کت شلوار ، با همون عطر ، با همون حال خوب میره رو تختش می خوابه... علی تُرمز میگه شب های جمعه مریم میاد تو خوابم... باید مرتب باشم! امشب علی تُرمز رو دیدم. بهم گفت یکم پول داری؟ بهش پول دادم و گفتم علی تُرمز پول می خوای چیکار؟ پول رو گذاشت تو جیب کنار کُتش و گفت امشب مریم رو‌ می بینم. باید پول همراهم باشه ، شاید ویار داشت.
  13. تو زندگیم آدم عجیب و غریب کم ندیدم. از حسن شیره ای که به دست راست خودش فحش ناموس می داد که چرا تو خماری زدی تو گوش بچه م!تا زهره خانوم که زنبیل خریدش رو برمی داشت می رفت محله ی قدیمی، به همه می گفت دارم میرم جَوونی م رو بخرم! ولی هیچ وقت هیچی تو زنبیلش نبود! هیچ‌وقت جَوون نشد. حداقل تا وقتی که تو این دنیا بود! ولی عجیب تر از همه «علی تُرمز»بود. علی تُرمز با مادرش زندگی می کرد. صبح ها یه صندلی پلاستیکی سفید می ذاشت جلو در خونه و تا شب همون جا بود. اگه بچه ای تند می دویید دعواش می کرد و می گفت آروم، انقدر ندو. اگه موتوری، ماشینی با سرعت از کوچه رد می شد، دمپایی آبی ش رو در می آورد پرت می کرد طرفش... داد می زد تُرمز کن ، تُرمز کن ، تُرمز کن. خودش انقدر آروم راه می رفت که اگه با یه لاک پشت مسابقه دو می ذاشت معلوم نبود کدومشون برنده میشن. درباره ی زندگی علی قصه های زیادی شنیده بودم. هر کسی یه چیزی می گفت ولی فقط یه قصه حقیقت داشت. «علی و زنش مریم تو راه برگشت از ماه عسل بودن که مریم میگه هوس آش کردم‌. آشکده می زنن کنار... علی رو می‌کنه به مریم و با شیطونی خاصی میگه نکنه ویار کردی؟ مریم می خنده و میگه چند شب پیش رو یادت بیاد... هر کی خربزه می خوره پای لرزش هم می شینه. برای ویار زوده ولی به وقتش باید همش تو بازار دنبال ویارهای من بگردی. علی هم میگه من دور تو می گردم. مریم با خوردن حبوبات آش می ترسه دل درد بگیره و آش رو کامل نمی خوره. برای همین کاسه ی آش رو با خودش میاره تو ماشین و حرکت می کنن. چند دقیقه ی بعد مریم قاشق عشق رو پر از آش می کنه و به علی میگه بگو اااا...علی پشت فرمون میگه اااا و قاشق آش رو می کنه تو دهنش و به مریم نگاه می کنه. به مریم که رنگش مثل گچ شده. مریم سه بار داد می زنه علی تُرمز کن، علی تُرمز کن، علی تُرمز کن. آش و شیشه های ماشین با هم یکی میشن. علی سرش به فرمون می خوره و بیهوش میشه و مریم ... »
    شب های جمعه علی تُرمز کت شلوار دامادیش رو می پوشه و میره جلوی آینه... نوک انگشتاش رو تف مالی می کنه و به موهای شلخته ش حالت میده. عطر می زنه و هر کسی رو که می بینه ازش می پرسه خوبم؟ خوش تیپم؟ وقتی خیالش راحت میشه با همون کت شلوار ، با همون عطر ، با همون حال خوب میره رو تختش می خوابه... علی تُرمز میگه شب های جمعه مریم میاد تو خوابم... باید مرتب باشم! امشب علی تُرمز رو دیدم. بهم گفت یکم پول داری؟ بهش پول دادم و گفتم علی تُرمز پول می خوای چیکار؟ پول رو گذاشت تو جیب کنار کُتش و گفت امشب مریم رو‌ می بینم. باید پول همراهم باشه ، شاید ویار داشت.

  14. aydaabn

    بهترین رمان

    بهترین رمانی که خوندین چیه؟ از نظر من گناهکار و ارباب سالار
×
×
  • جدید...